کارمند مردم بودن - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 9:45
کارمند مردم بودن ن.و.ر.سـ . ـا شنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۴، به عنوان کسی که در این حرفه سابقه زیادی داره و برای هر لحظه ش تلاش کرده ، برای من سخته این حجم از کم کاری و بهم ریختگی...من نمیخوام کسی باشم که کار و کاسبی یکی دیگه رو جون ببخشمدر این زمینه بیشتر به این فکر میکنم که کار و کاسبیه خودم و داشته ب...
فیسبوک در به در - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 9:45
فیسبوک در به در ن.و.ر.سـ . ـا سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۴، بعد از سالها در این فیسبوک و باز کردم :)))نمیکردم کاشکی از اکس و خودم و اکس دوستام بگیر تا اکس همسرم رو هم ساجست اورد !!!اخه لعنت بهت چه کاریه؟الحق و الانصاف جای عجیبیه این فیسبوک...خودت هنوز مثل یک پسر 28 ساله و سرحال و اون زن بیچاره تو...
ماه عسل - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 9:45
ماه عسل ن.و.ر.سـ . ـا سه شنبه هشتم مهر ۱۴۰۴، وقتی آدم میخواد بره سر خونه زندگی خودش، جدای از اینکه اضطراب داره یه حس بزرگ خوشبختی هم داره.اینکه بعد از کلی تلاش و پستی و بلندی که برای همه هست و طبیعی هم هست گویا ، حالا داری به هدفی میرسی که با همه وجود میخواستیش .تو مدت این 2سال و خرده ای که گذشت خیل...
دلتنگی - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 9:45
دلتنگی ن.و.ر.سـ . ـا چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۴، دلتنگی گریبانم و گرفته بود از صبح،و همین یک ساعت پیش سیل اشکهام‌روانه شد...دلم‌برای خانواده م تنگ شده و مثل یک بچه کوچولو توی خودم مچاله شدم و اشک ریختم.بیچاره همسرم ترسیده بود از زار زار اشک ریختمم...حالا اما بهترم،سبک شدم بفد از گریه... رونوشت زند...
زندگی متاهلی - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 9:45
زندگی متاهلی ن.و.ر.سـ . ـا سه شنبه ششم آبان ۱۴۰۴، اگرچه فعلا ذوق شو دارم که کارهای خونه رو انجام بدم ولی گاهی به قبل توجه میکنم که چقدر همه چیز فراهم بود و وقتی میرسیدم خونه همه خریدهارو پدرم انجام داده بود و همه امور خونه به دست مادرم روی روال عادی خودش میچرخید ...حالا صبح ها 5ونیم بیدار میشم و بعد...
بی عنوان - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 9:45
بی عنوان ن.و.ر.سـ . ـا سه شنبه بیستم آبان ۱۴۰۴، بعضی وقتها یه اتفاقاتی نباید بیوفته که اگر افتاد دیگه نه میتونی و نه میخوای که جلوشو و بگیری ...توی دلم میگم به درک سیاه که بهتون برخورد ، چون با رفتارهاتون بارها بهم بر خورده ...خیلی سعی کردم که مراعات کنم و به خاطر حفظ احترام و محبت بینمونم که شده سا...
خدایا خودت دستمو بگیر - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 9:45
خدایا خودت دستمو بگیر ن.و.ر.سـ . ـا دوشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۴، خیال میکنم وسط نا کجا آباد گیر کردمسرم به سنگینی همه گرفتاریهای دنیاست و وزنش برای بدنم قابل تحمل نیستدست و پام کش میاد و نمیتونم حتی ذره ای جام و عوض کنمفشار کار فشار زندگیگره های کور درونموضعیت حال حاضر....همه جونم ترس و نگرانیهبدجایی از...
کلید 47 - تاریخ: 1405/5/17 ساعت: 9:45
کلید 47 ن.و.ر.سـ . ـا سه شنبه سی ام تیر ۱۴۰۵، کلید رو میذاره توی دستم خیره میشم به چشمهاش تا ببینم باید با این کلید چه کنم...با آرامش نگاهم میکنه و میره .یک نگاه میکنم به کلید طلایی رنگی که عدد47 روش نوشته شده . برمیگردم سمت پله های هزارتویی که آخرش به آسمون ختم میشه .وقتی دارم پله هارو به سختی بالا...
گفتا خوش آن کَسان که دلی شادمان کنند - تاریخ: 1402/8/23 ساعت: 17:46
ن.و.ر.سـ . ـا دوشنبه پانزدهم آبان ۱۴۰۲، گفتم کِی ام دهان و لبت کامران کنند؟گفتا به چشم هر چه تو گویی چُنان کنندگفتم خَراجِ مصر طلب میکند لبتگفتا در این معامله کمتر زیان کنند...+حافظ Adblock test (Why?)
مستقل شدن - تاریخ: 1402/8/23 ساعت: 17:46
ن.و.ر.سـ . ـا دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۲، با خانواده زندگی کردن بعد از اینکه سنت میره بالا خیلی سخت میشه و من به مرحله ای رسیدم که خیلی سختمه بدون بحث و دعوا با والدینم زندگی کنم .دو شب پیش بحثش رو با خواهرم انداختیم که من قصد رفتن و دارم و میخوام تنها زندگی کنم ، بحث شروع شدن و با جنگ جهانی سوم به...
تغییر اسم وبلاگم - تاریخ: 1402/8/23 ساعت: 17:46
ن.و.ر.سـ . ـا سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۴۰۲، اسم وبلاگ و آدرس رو دارم تغییر میدم صرفا هم بخاطر اینکه حس کردم بار منفی داره منو گم نکنید یکوقت دوستان Adblock test (Why?)