خرید بک لینک

فیسبوک در به در

ن.و.ر.سـ . ـا سه شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۴،

بعد از سالها در این فیسبوک و باز کردم :)))

نمیکردم کاشکی از اکس و خودم و اکس دوستام بگیر تا اکس همسرم رو هم ساجست اورد !!!

اخه لعنت بهت چه کاریه؟

الحق و الانصاف جای عجیبیه این فیسبوک...

خودت هنوز مثل یک پسر 28 ساله و سرحال و اون زن بیچاره تو این سالها چقدر شکسته شده بود ...

دو قلو ها هم خوب بزرگ شده بودن و فکر کنم حالا دیگه وقت مدرسه رفتنشوم رسیده باشه ...

زوم کردم روی عکست و توی دلم گفتم واقعا یک روز عاشق این ادم بودم ؟

باور پذیر نبود برام ...کلی هم به خودم و کارام و غصه هایی که اون سالها خوردم خندیدم :)))

خداروشکر این روزها انقدر سرگرم جمع و جور کردن و رفتن هستم وقت نداشتم به اکس همسرم بپردازم و نشخوار فکری کنم و مغز خودم و داغون کنم :)))))

رونوشت زندگی

برچسب: نویسنده: مریم رضایی تاريخ: شنبه 17 مرداد 1405 ساعت: 9:45

صفحه بندی