بعد از سالها در این فیسبوک و باز کردم :)))
نمیکردم کاشکی از اکس و خودم و اکس دوستام بگیر تا اکس همسرم رو هم ساجست اورد !!!
اخه لعنت بهت چه کاریه؟
الحق و الانصاف جای عجیبیه این فیسبوک...
خودت هنوز مثل یک پسر 28 ساله و سرحال و اون زن بیچاره تو این سالها چقدر شکسته شده بود ...
دو قلو ها هم خوب بزرگ شده بودن و فکر کنم حالا دیگه وقت مدرسه رفتنشوم رسیده باشه ...
زوم کردم روی عکست و توی دلم گفتم واقعا یک روز عاشق این ادم بودم ؟
باور پذیر نبود برام ...کلی هم به خودم و کارام و غصه هایی که اون سالها خوردم خندیدم :)))
خداروشکر این روزها انقدر سرگرم جمع و جور کردن و رفتن هستم وقت نداشتم به اکس همسرم بپردازم و نشخوار فکری کنم و مغز خودم و داغون کنم :)))))
برچسب:
نویسنده: مریم رضایی